منزل شما کجاست؟
منزل امام گذر قاضی بود. یک روز کمی از آفتاب مانده بود که من پشت سر ایشان می آمدم. ضمن اینکه
سوال می کردم بحث تمام شد. هنوز به گذر قاضی نرسیده بود ایشان ایستاد و گفت: منزل شما کجاست؟
گفتم کوچه آبشار. گفت: خوب پس راه شما ازاین طرف است.
در آن تاریکی کوچه امام حاضر نبود یک شاگرد ساده ای مثل من پشت سرش بیاید تا مبادا تکبر روح او را
فاسد کند.
(به نقل از حجت الاسلام والمسلمین محمد آل اسحاق)

تفهیم عالی برای افراد سطح پایین
امام هنگامی که در مسجد اعظم روی منبر می نشست و برای شاگردان که غالبا دو هزار نفر بودند تدریس
می کردند از چهره شاگردان می فهمیدند که آیا به درس توجه دارند و یا درس را فهمیده اند. حتی اگر افرادی
در سطح پایین بودند حضرت امام از نظر بیان درس را در حد عالی برای آنان تفهیم می کرد.
(به نقل از آیت الله امامی کاشانی)
- قابل توجه معلمانی که تنها عده معدودی از دانش آموزان سطح بالا را لایق پیشرفت می دانند.

دو زانو هنگام تدریس
عادت همیشگی ایشان این بود که در حال تدریس فقط دو زانو می نشستند و پس از خاتمه درس فورا
چهار زانو می نشستند و به پرسش های حاضرین پاسخ می دادند.
(به نقل از حجت الاسلام والمسلمین محمد علی امینیان)

قبل از همه به درس آمدن
وقتی در مسجد سلماسی پای درس امام حاضر می شدیم که مقداری زودتر به درس برویم و هنوز امام
تشریف نیاورده باشند. غالبا من و اکثر طلاب که به مسجد می رفتیم می دیدیم که امام قبل از همه
تشریف آورده اند و روی منبر یا سجاده نشسته اند و آماده درس گفتن هستند.
(به نقل از آیت الله سید عبدالمجید ایروانی)

مولانا به حرف توجه کن
امام در هنگام خشم بسیار خوددار بودند. به طور مثال اگر در هنگام درس عصبانی می شدند
و می خواستند فریاد بزنندفقط می گفتند:«مولانا» و دستشان را بر زمین می زدند. با اینکه
عصبانی می شدند تسلط بر نفس عجیبی داشتند. همین باعث می شد که هیچگاه
کلمه زننده ای از زبانشان شنیده نشود. حتی اگر حرفی را بلند می گفتند فقط در همان حد
بلند گفتن بود یا اینکه حداکثر می گفتند:«آقا گوش کن مولانا به حرف توجه کن.»
(به نقل از آیت الله عباس ایزدی نجف آبادی)

تمیزی لباس ها
یادم نمی رود لباس های حضرت امام همیشه تمیز بود. در لباس های آخوندی قبا که زیاد پوشیده و
شسته شود یقه اش زود پاره می شود. در روزهایی که پای درس حضرت امام حاضر می شدیم
مشاهده می کردیم که یقه قبای ایشان معمولا وصله داشت و این حاکی از قناعت ایشان بود.
(به نقل از آیت الله مرتضی بنی فضل)

گفتن درس باحالت مریضی در کنار کرسی
جلسات درس امام به طور دقیق و جدی و منظم حتی در روزهای با رانی و برفی تشکیل می شد و ایشان
سر ساعت حضور داشتند. حتی به خاطر دارم که سه روز عارضه تب داشتند و برای در س فقه که درمسجد
سلماسی نزدیک منزلشان بود نتوانستند تشریف بیاورند. پیغام دادند که به منزل بیایید. باز هم درس
تعطیل نشد با اینکه کنار کرسی لحاف روی پاهایشان کشیده بودند درس را مانند روزهای دیگر ادامه دادند.
(به نقل از حجت الاسلام والمسلمین سید جواد علم الهدی)
منبع : فراهانی/مجتبی/سلسله موی دوست/تهران:موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی«ره»/چاپ دوم
؟؟؟ یک سوال: براستی آیا تابحال خاطره ای در ذهن شاگردانت گذاشته ای تا نام و یادت هیچگاه از
لوح سفید دلشان پاک نشود و پس از تو این چنین با علاقه از حرف ها و گفته هایت و از اعمال و رفتارت
برای دیگران بگویند.