الفاظ خالی از معنا...
و پیش از آنکه به اشتها آمده و با سوال ها گلاویز شده باشیم، خود را تلنبار کرده ایم
وپیش از آنکه به معناها دست یافته باشیم، به کلمه ها رسیده ایم
واین است که باد کرده ایم و با آنکه زیاد داریم، مریض و بی رمق هستیم و به امتلاءذهنی و پرخوری فکری دچار شده ایم.
ما در قرآن به کلمه هایی برخورد می کنیم.این کلمه ها در زبان ما،در گفتگوهای روزمره ما هم جریان دارندو در نتیجه بحران شروع می شود.
چون به برداشتهایی دست می زنیم که از عادات ما مایه میگیرند.
ما به هرکس که ساده و جانماز آبکش بود مومن می گفتیم و به هرکس که از ما کنار می کشید و لب به جام ما نمی زد متقی می گفتیم.
ما اینگونه با مومن و متقی و محسن و صابر و ذاکر و شاکر و ... عادت کرده و نفهمیده با آنها بازی می کنیم و بر آنها ستم می کنیم.
با الفاظ خالی انس گرفته ایم و آنها را در برخوردها به رخ یکدیگر کشیده ایم.
اگر ما با حرکت فکری همراه میشدیم و در خود می جوشیدیم
و مطلب ها و مفهوم را درک می کردیم و آنگاه در به در به دنبال کلمه ها می گشتیم
در آن لحظه به یک کلمه می رسیدیم، از آن بهره می گرفتیم و همچون تشنه های به آب رسیده کلمه ها را قطره قطره می چشیدیم و جذب می کردیم.
((برگرفته از سخنان استاد علی صفائی حائری))
منبع:نشریه پنجره
این وبلاگ به منظور یاری رساندن به معلمان محترم مقطع ابتدایی در جهت پیشبرد هرچه بهتر اهداف آموزشی و تربیتی ، با رویکرد ایجاد فضای شاد و علمی در کلاس تنظیم شده است.