من نیز هرچه با خود اندیشیدم نتوانستم حتی جمله ای بگویم که بتواند وصف خوبیهایت را کند

تویی که...

تویی که  ۹ماه در وجودت زیستم و گاهی اوقات موجب رنجش و دردت شدم اما برای دیدنم لحظه شماری می کردی

تویی که برای مراقبت از من شب و روز برایت معنانداشت و گریه های شبانه ام را با عشق پاسخ میدادی

تویی که بی منت مرا در آغوش گرمت پروراندی

تویی که بدون خستگی به تمام چراهای کودکانه ام جواب دادی و هیچوقت نگفتی بسه دیگه چقدر سوالهای احمقانه می پرسی!

تویی که گرمای عشق و محبتت را در شانه کردن های موهایم و آن خرگوشی بستن ها از عمق وجود حس کرده ام و به خود بالیدم که حتما خیلی مهم هستم که همیشه باید مرتب باشم

تویی که هیچوقت نخواستی در کارهایم سرک بکشی و حس اعتمادت باعث شد که کاری نکنم که به حس خوب تو خیانت کرده باشم

تویی که هروقت از کارهای بدم پیشت گفتم تحقیرم نکردی و مثل یه دوست راهنماییم کردی و این باعث شد که آرامش بخش ترین مکان برای حرفهایم باشی

تویی که با درایتت، با استقلالی که بهم دادی، روز به روز حس اعتماد به نفس و عزت نفس رو در من تقویت کردی

تویی که هیچوقت باورهایت را به من تحمیل نکردی و اجازه دادی که خود تصمیم های زندگیم را بگیرم و انتخاب کنم که کدام راه؟ و این باعث شد که پای ارزشها و اعتقاداتم بایستم چون فکرمیکردم خودم به آنها رسیدم و این حس قشنگی بود

تویی که همیشه با پررنگ کردن خوبیها و کمرنگ کردن بدیهام، منو بزرگتر از اون چیزی که بودم نشون دادی و این باعث شد که از بد بودن و بد زیستن شرم کنم

تویی که ..............

مادرم زحماتت در این سالها زیاد است و نوشتن از تو سخت...

ولی فقط همینو میتونم بگم که همه چیزمو مدیون وجود نازنینتم...

از صمیم قلب دوست دارم،

اینو وقتی کاملا درک کردم که با نبودت توی خونه احساس خلا عجیبی می کنم...

از خدا فقط یه چیز رو همیشه خواستم و میخوام که از روزهای عمر من کم کنه و به عمر شما و پدرم زیاد کنه...

تا من نباشم روزی رو ببینم که.......

*******

تاج از فرق فلک برداشتن ،
جاودان آن تاج بر سرداشتن :
در بهشت آرزو ره یافتن،
هر نفس شهدی به ساغر داشتن،
روز در انواع نعمت ها و ناز،
شب بتی چون ماه در بر داشتن ،
صبح از بام جهان چون آفتاب ،
روی گیتی را منور داشتن ،
شامگه چون ماه رویا آفرین،
ناز بر افلاک اختر داشتن،
چون صبا در مزرع سبز فلک،
بال در بال کبوتر داشتن،
حشمت و جاه سلیمانی یافتن،
شوکت و فر سکندر داشتن ،
تا ابد در اوج قدرت زیستن،
ملک هستی را مسخر داشتن،
برتو ارزانی که ما را خوش تر است :
لذت یک لحظه "مادر" داشتن !